تبليغاتX
روز مزد -

روز مزد

تحول عدالت مشارکت

گفت وگو

 

محسن حکیمی:

عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری (منطقه تهران)

کارخانه های در معرض تعطیلی را به نیروی کارگران و توسط شوراهای کارگری اداره کنیم

 

 

چندی پیش اینجانب با دقت نظر در اعتراضات کارگری هفت تپه استان خوزستان نوشته ای تحت عنوان پیش به سوی سوسیالیزم را در همین وبلاگ درج نمودم .لذا محدود کردن خواسته های کارگران را به دریافت حقوق معوقه واستعفای مدیریت  را جفا در حق کارگران دانسته و با اعلام تشکیل تعاونی های کارگری به عنوان آلترناتیویی کارگری جهت برون رفت از بحرانهای کنونی پیش روی کارگران مطرح نموده و خواهان مشارکت دوستان در این زمینه گردیدم .خوشبختانه این درخواست بی پاسخ نماند و آقای محسن حکیمی عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری با ارسال متن ذیل به اعلام مواضع خود پرداختند .

دوست عزیز آقای فرهادی
با نظر شما در این مورد که مشکل اصلی کارگران هفت تپه و به طور کلی کارگران کارخانه های درمعرض تعطیل بی آلترناتیوی است موافقم. فکر می کنم فعالان کارگری باید در بحثی که شما مطرح کرده اید فعالانه شرکت کنند و نظر خود را درمورد آلترناتیوی که کارگران این کارخانه ها باید پیش گذارند بیان کنند. به سهم خود می کوشم نظرم را در این مورد بیان کنم.
به نظر من کارگران کارخانه های در معرض تعطیل دو راه بیشتر در پیش رو ندارند : یا ادامه وضعیت کنونی خصوصی سازی و تن دادن به عواقب خانمان سوز بیکاری یا تصرف کارخانه و اداره آن توسط شوراهای منتخب کارگران. برخی کسان "راه" دیگری را نیز مطرح می کنند و آن برگرداندن مالکیت کارخانه های"بخش خصوصی" به دولت یا ادامه مالکیت دولت بر کارخانه هایی است که هنوز فروخته نشده اند. روشن است که این نه راه بلکه کوره راه است. زیرا اولا اگر مالکیت دولتی به سود کارگران می بود کار به این جا نمی کشید و ثانیا حتی به فرض این که این کار به سود کارگران هم باشد انجام آن ممکن نیست زیرا برخلاف روند حاکم بر تمام سیاست های اقتصادی سرمایه جهانی (نئولیبرالیسم) از جمله سیاست های خود جمهوری اسلامی است. به همین دلیل است که می گویم در مقابل کارگران دو راه بیشتر وجود ندارد : یا ادامه وضعیت کنونی خصوصی سازی یا تصرف کارخانه توسط کارگران به قصد اداره آن به صورت شورایی. آلترناتیو مورد نظر من همین راه اخیر است. این کار عملی است و در چندین مورد در کشورهای آمریکای لاتین مانند آرژانتین و مکزیک و در یک مورد در کشور آلمان اتفاق افتاده است. بر اساس این تجربه ها می توان انجام مراحل زیر را به کارگران پیشنهاد کرد :

1- کارگران ابتدا باید به نیروی خود و بدون نیاز به کسب مجوز از دولت شورای کارگری کارخانه خود را تشکیل دهند.
2- ضمن تلاش برای ارتباط با شوراهای دیگر در جهت سراسری کردن تشکل خود و نیز جلب حمایت بخش های کلیدی طبقه کارگر در داخل و خارج و با تکیه بر این تشکل و حمایت از دولت و به طور مشخص از "کمیته های بحران" استانداری ها بخواهند که بودجه بیحاصلی را که به عنوان وام صرف کارخانه های بحران زده می کند صرف تهیه مواد اولیه بکند و آن را به طور بلاعوض در اختیار شورای کارخانه قراردهد.
3- عموم مردم را فرابخوانند که اولا نیازهای خود (مثلا شکر) را به کارخانه های آن ها سفارش دهند و ثانیا پول سفارش خود را پیشاپیش به حساب شورای منتخب کارگران کارخانه بریزند.
4- به این ترتیب امکان این که محصولات خود را با هزینه های بسیار کمتر از هزینه های محصولات کارخانه های دیگر تولید کنند و با قیمت های رقابتی به طور مستقیم به دست مصرف کنندگان برسانند فراهم می شود.
5- صاحب کارخانه در صورتی که بخواهد می تواند در کنار دیگر پرسنل کارخانه به کاری که از عهده اش برمی آید اشتغال داشته باشد و به نسبت تخصص و به اندازه کاری که برای تولید محصول می کند دستمزد بگیرد.

بی تردید این کارها هیچ کدام به این سادگی که در اینجا در موردشان صحبت می کنیم انجام نمی گیرند. به ویژه سرمایه اگر سودآوری اش به خطر افتد توسط دولت اش حمام خون به پا می کند. و بدیهی است که کارگران برای هر کدام از مراحل بالا باید هزینه های سنگینی بدهند. اما مگر کارگران هم اکنون هزینه نمی دهند؟ پس حال که داریم این همه هزینه ناشی از زندگی به عنوان برده مزدی از قبیل استثمار و بیکاری و فقر و گرسنگی و ... را پرداخت می کنیم آیا بهتر نیست که در راهی هزینه بدهیم که ممکن است دریچه ای به سوی رهایی مان باز کند؟
دست شما را می فشارم و برایتان آرزوی موفقیت می کنم.

 

 

روزمزد وبلاگ کارگران خوزستانی

 

www.roozmozd.blogfa.com

farhadybabady@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  87/03/11ساعت 12:20  توسط فرهادی بابادی  |